پلوتارخ ( مترجم : كسروى )

19

ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )

شايد كسانى بگويند : اگر اين درست نيست كه يونانيان در دليرى بسيار برتر از ايرانيان بودند پس علت شكست دولت بزرگى همچون دولت هخامنشى در برابر يك مشت يونانى چيست ؟ مىگوييم : اين شكست علتهاى بسيار داشته كه ما فهرست‌وار مىشماريم و به تفصيل آنها نمىپردازيم : نخستين علت اين كار « آيين حكمرانى » دو كشور را بايد شمرد به اين معنى كه مردم يونان آزاد مىزيستند و رشته حكمرانى بيشتر در دست خود مردم بود و به‌هرحال زندگانى از روى قانون مىكردند . ولى ايرانيان اسير استبداد يك پادشاهى بودند و اين خود علت مهمى براى فيروزى يونان و زبونى ايران بوده . زيرا يونانيان به دلخواه جنگيده و مقصد مهمى را در دل خود جا داده در راه آن جانفشانى مىنمودند . و نيز هر كسى از ايشان اميدوار بود كه اگر در سايه جانفشانيها شهرتى نزد مردم مىيافت . به جايگاه والايى خواهد رسيد و شايد يك روز بيايد كه در نتيجه اين جانفشانيها رشته حكمرانى يا سردارى يونان را در دست بگيرد . ولى سپاهى ايرانى بيشتر از بيم جان مىجنگيد و براى جانفشانيهاى خود كمتر اميد نتيجه در دل مىپروريد . علت دوم : يونانيان خود را ستمديده مىشماردند و به نام جلوگيرى از ستم مىجنگيدند ولى ايرانيان چنين حالى را نداشتند بلكه شايد بسيارى از اينان آن لشكركشى را خود ستمگرى و مردم آزارى شمرده بيزارى از كار پادشاه خود مىجستند . به‌هرحال گمان بيشتر بر اين بود كه ايران نتيجه از آن لشكركشى برندارد و اگر هم امروز چيره گرديده دست در كارهاى يونان دراندازد پس از اندكى ناگزير از بركنارى خواهد بود . پيداست كه اين انديشه‌ها چه اثرى در دلهاى ايرانيان داشت .